ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
188
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خطاب بن وجه الفلس هم او را يارى كرد خطاب مولاى بنى اميه بود كه شهر صيدا را گرفت . چون او شوريد امين حسن بن على بن عيسى بن ماهان را بجنگ او فرستاد و او تا شهر رقه رسيد و بدمشق نرفت . ابو العميطر ( سفيانى ) بسن نود سالگى رسيده بود كه قيام و خروج نمود . مردم از او علم و حديث آموخته بودند و او خوشرفتار و مهربان و دادگر بود چون زمام را بدست گرفت بد رفتارى و ستمكارى را آغاز كرد . مردم هر چه از او آموخته و روايت كرده بودند باطل نمودند . بيشتر تابعين او از قبيله كلب بودند . سفيانى بمحمد بن صالح بن بيهس كلابى نامه نوشت و او را بطاعت خود دعوت نمود در ضمن هم او را تهديد كرد كه اگر اطاعت نكند چنين و چنان خواهد كرد . و اجابت نكرد ، سفيانى براى سركوبى قيسيه لشكر كشيد . آنها هم بمحمد بن صالح نوشتند و او با عده سيصد سوار از تابعين و غلامان به يارى آنها شتاب كرد . سفيانى آگاه شد . يزيد بن هشام را بفرماندهى دوازده هزار مرد جنگى بمقابله او فرستاد يزيد با عده خود پس از نبرد شكست خورد و گريخت . بسيارى از آنها كشته شدند و سه هزار اسير گرفته شد و سايرين بدروازه دمشق رسيدند . ابن بيهس گرفتاران را سر و ريش تراشيد و رها كرد . كار سفيانى سست شد و در شهر دمشق محصور گرديد پس از آن عده را گرد آورد و فرزند خود قاسم را فرمانده آنان نمود و بجنگ ابن بيهس فرستاد . جنگ واقع و قاسم كشته شد و اتباع سفيانى باز گريختند و به شهر دمشق پناه بردند . ابن بيهس سر بريده قاسم سفيانى را نزد امين فرستاد . باز سفيانى عده تجهيز و بفرماندهى غلام خود معتمر بجنگ ابن بيهس فرستاد معتمر كشته شد و اتباع او گريختند . كار ابو العميطر بدتر و سستر شد قيس ( قبيله ) به او طمع كردند . ابن بيهس هم بيمار شد رؤساء بنى نمير را نزد خود خواند و گفت : من بيمار شدهام و مشرف بمرگ بعد از من نسبت بخاندان مروان مهربانى كنيد . شما مسلمة بن